محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

464

مخزن الأدوية ( ط . ج )

مكيدن آن ناشتا جالى معده و بعد از انهضام طعام ملين طبع و اخراج كننده ثفل به آسانى و بالاى طعام مولد بلغم و نفخ و قراقر و نقوع آن در گلاب جلاى آن زياده و چون آب معصور آن را چند جوش خفيفى داده نيم‌گرم بياشامند جهت سرفه بارد و تصفيه صوت و صمغى كه مانند نمك بر نيشكر ظاهر مىگردد جهت جلاى باصره نافع . سكر العشر عشر به ضم عين مهمله و فتح شين معجمه و راى مهمله به فارسى خرك و به هندى آگ نامند . ماهيت آن : شبنمى است كه بر درخت عشر در بلاد خراسان منعقد مىگردد شبيه به قطعه‌هاى نمك سفيد و آن را يمانى نامند و آنچه سياه رنگ باشد حجازى گويند و ثمر آن كه مسمى به خرقع است بهترين آن يمانى است كه اولًا ذايقه آن شيرين با قبض باشد پس احساس به تلخى شود و اشتباه نموده كسى كه آن را شكرتيغال دانسته و قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند . طبيعت آن : گرم و خشك در اول و ابن تلميذ معتدل و الطف از شكر دانسته و بعضى معتدل مايل به حرارت و حجازى آن گرم‌تر از يمانى . افعال و خواص اقسام آن : مفتح و مقوى جگر و ريه و جالى و ملين طبع و آلات تنفس و جهت سرفه بارد و قرحه شش و درد سينه و جگر و معده و گرده و مثانه نافع و معطش نيست مانند چيزهاى ديگر جهت آنكه حلاوت آن كم است و با شير شتر جهت استسقا و با شير گوسفند جهت سعال بهتر از دهن فاوندى و مداومت آن هر روز به قدر يك اوقيه تا يك ماه با آب نيم‌گرم جهت ربو و ضيق النفس از مجربات شمرده‌اند و اكتحال آن جهت قوّت باصره و جلاى بياض نافع . مصدع محرورين ، مصلح آن روغن بادام . بدل آن : بعضى شكرتيغال گفته‌اند . مقدار شربت آن : يك اوقيه و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه كلسيوس بن مابس گويد كه سكر العشرى كه از درخت نوع عشرى كه برگ آن شبيه به برگ گز و گل آن سفيد و ثمر آن مثل نخود و مايل به سرخى است مىگرفته‌اند با وجود شيرينى قدر دو مثقال از آن در سه روز قاتل بوده و در خزاين ملوك ضبط اقسام سكر العشر از اين جهت مىشده مؤلف گويد بالفعل سكر العشر وجود ندارد و از آن به جز نامى اثرى نيست و ماهيت و مزاج و افعال و خواص درخت آن در حرف العين ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد . سكرجه به فتح سين و فتح كاف و سكون را و فتح جيم و ها . ماهيت آن : امين الدوله گفته نباتى است برگ آن شبيه به برگ مورد و در وسط آن خاتمى شبيه به چشم و به حى العالم كبير شباهتى دارد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : مسهل سودا است و جهت صلابت سپرز نافع مؤلف تذكره حب الشوك دانسته . سكوه به فتح سين و ضم كاف و فتح واو و ها . ماهيت آن : نام درختى است كه در بلاد هند و بنگاله بسيار به هم مىرسد و بسيار عظيم و بلند مىگردد و چوب آن را در آن بلاد در عمارات به كار مىبرند و مىگويند كه درخت آن چون كهنه شود پوست آن را از آن جدا كنند و در زير پوست آن رال كه آن را قيقهر و قنقهر نيز نامند برمىآيد چنانچه كافور كه مىگويند از زير پوست درخت كهنه كافور و در جوف درخت آن نيز در حين بريدن و تخته كردن برمىآيد . فصل السين مع اللام سلاجيت به فتح سين و لام و كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و تاء مثناة فوقانيه لغت هندى است . ماهيت آن : نوع موميايى است كه در بعضى جبال هند و دكهن و صوبه بهار و غيرها از شكافهاى كوه مانند موميايى تراوش كرده برمىآيد و منجمد مىگردد و انواع مىباشد اكثر آن سياه كمرنگ ناصاف و خالص و غير خالص و حاصل آن چنان است كه مذكور شد و غير خالص آن آنست كه مىگويند نوع ميمون كه روى آن سياه و دم دراز كه به هندى آن را النكور و هنومان نيز نامند آن را مىخورد و به مجرد خوردن شكم آن جارى مىشود و بر سنگها نجاست مىكند آن را نامقيدان برداشته به جاى سلاجيت خالص مىفروشند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص خالص آن : با ترياقيت و جهت دفع فساد اخلاط خصوصاً خون و بلغم و ضيق النفس و دق شيخوخت و بواسير بادى و خونى و جريان منى و سيلان بول و ضعف باه و تفتيت حصات مثانه و استسقا و زردى بدن و جذام و اورام و تقويت باه و جميع اعضا و قوا و ارواح و دفع بعض سموم ضعيفه نافع دانسته‌اند . سلاحه به ضم سين و فتح لام و الف و فتح حا مهمله و ها و به فتح سين